دو شب پیش وقتی تبم شدید شده بود و در رختخواب از درد گلو و سر به خود می پیچیدم
قبل از خواب تصمیم گرفتم وصیت نامه بنویسم!
کاملا ناگهانی به ذهنم سیده بود!
شروع کردم به نوشتن چند روز روزه قضای...نماز قضا ...
بدهکاری به دوستان ..حلالیت طلبی از فلان شخص و ...!
نوشتم و گذاشتم زیر بالشم ...
صبح که از خواب بیدار شدم
وقتی چشمم به کاغذ وصیت نامه افتاد ...
شاید این بیماری یک تلنگر بود ..
و شاید یک تذکر !
" فذکر ان نفعت الذکری ..."
و چقدر زیبا فرموده است حضرت رسول (صلوات الله علیه و آلـه) :
المَرَضُ سَوطُ اللّهِ فِی الأَرضِ یُؤَدِّبُ بِهِ عِبادَهُ .
بیمارى، تازیانه خدا در زمین است که با آن ، بندگان خویش را ادب می کند .
+ برای تازیانه ای که زدی ممنوم خدای خوبم .. :)
++ قدر سلامتی تون و بدونید ...
تا مثل من آمپول و هزار جور قرص و دارو براتون تجویز نکنن !
راستی امروز مدرسه نرفتم ...!
خب چیه خوشحالم دیگههه 
+ کلیک